امیرصدراجونمامیرصدراجونم، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره
امیرحسین جونمامیرحسین جونم، تا این لحظه: 10 سال و 9 روز سن داره

دنیای پسرونه هام

جشن عروسکی

چهارشنبه توی مهد پسرم جشن بود و هر کس باید خودش را شکل هر چیزی درست میکرد پسر منم شد اقا ببر ...
29 آبان 1395

بدون عنوان

کوچولوی ما خیلی زودتر از انتظار به دنیا اومد در ساعت 12شب دو شنبه در 35 هفتگی به دنیا اومد   ...
2 آبان 1395

بدون عنوان

امسال تابستون عجب تابستونی بود همش برای پسرم اتفاق های بدی افتاد و شکر خدا ختم به خیر شدش از اول تابستان دست بچم با فندک ماسوخت بعد جاش هنوز خوب نشده بود که انگشتش لای در ماشین اومد و ناخنش افتاد وای چه روز بدی بود تازه  خوب شده بود که رفتیم مشهد و داشت بازی میکرد که سرش خورد به دیوار و مثل شیر اب خون می امد و بردیم بیمارستان و بخیه زدیم وقتی که فکرش را میکنم دیوونه میشم باز هم شکر خدا ....................... چند روز پیش بود که دستم خورد به چشمش  که اول  یک گریه کوچولو کرد و بعد از حال رفت گفتم خدا مرگم بده چی شد که بغلش کردم و اب دادمش بهتر شدش وای خدا خودش ختم به خیر کند که دیگه مشگلی پیش نیا...
22 شهريور 1395

عسل مامان

این روزا کارش شده شستن دوچرخه اش و اب بازی کردن صداش زدم و میگم امیرصدرا این قدر دوچرخه ات را نشور زنگ میزنه و خراب میشه بعدامیر صدرا  هم میگه مامان چه جوری زنگ میزنه دوچرخه من که زنگ ندارد ...
27 خرداد 1395

حرف شیرین

از وقتی که از کربلا برگشتم امیر صدرا با نام مامان کربلایی صدایم میکند الهی قربونت برم من ...
17 ارديبهشت 1395

حرفی شنیدنی

امروز صبح برای رفتن به مهد اماده شد و رفتیم توی حیاط همین طور که داشتیم میرفتیم امیر صدرا گفت مامان یک ملخ رفت نزدیک در خانه گفتم ملخ ؟  رفته بود زیر دمپایی تا دمپایی را حرکت دادم دیدم یک بچه مارمولک است گفتم این که مارمولک است نه ملخ امیر صدرا خلاصه شانسمون گرفت و بابای مهربونم از راه رسید و حسابش را رسید بعد امیر صدرا میگه مامان این مثل اسکار است مگه نه ؟ ...
25 فروردين 1395

بدون عنوان

سلام خدمت همه ی دوستان و پسر گلم امیدوارم سال خوبی را شروع کرده باشید و کنار هم شاد و سلامت باشید   ما امسال را با کلی خبر های خوش شروع کردیم و امید وارم تا اخر سال این خوشی ها پا بر جا باشد اولین خبر سفر به کربلا در دوم عید بود که جای همگی خالی بود و خیلی عالی بود خدا کند هر کسی که ارزو دارد قسمتش بشود و برود به کربلا دومین خبر هم اضافه شدن جمعیت مون است البته این کوچولومون هم شده کربلایی خدا را شکر بابت تن سالممون و دل شادمون   ...
19 فروردين 1395

بدون عنوان

  پسرم عاشق نوحه خوندن است و با هر چی که پیدا کند برای خودش میکروفون  درست میکند و با یک کتاب شروع به خواندن میکند   جای خواب جدید   بین بخاری و مبل ...
16 اسفند 1394